با صداي كوير كوير مادر از خواب بيدار ميشوم. هنوز يك پايم توي سرزمين خواب هست و پاي ديگرم اينجا. انگار دوباره دير شدهاست. به سرعت به داخل حياط ميروم. واي چه سرماي خشكي است، سوز سرما تا مغز استخوانم فرو ميرود. شستن دست و صورت با آب سرد از سختترين كارهاي صبحهاي سرد پائيزي من است. هوا هنوز بهطور كامل روشن نشده است. به اتاق برميگردم.
ادامه مطلب


