خدا به بندهاش ميفرمايد: «يك طوري رفتار نکن که فکر کنم مرا نميبيني!... من هستم. همه جا... توي چروکهاي صورت مادرت؛ توي شيارهاي پيشاني پدرت؛ توي دلِ دو تا پسر بچه دبستاني که سر يک مداد پاککن توي خيابان با هم دعوا ميكنند؛ توي شادي بچه ها؛ شبهاي عيد، توي نگاههاي حسرتآلود بچه يتيمها و توي بازيهاشون...؛ توي ذهن مشوش و تن خسته پدري كه غروب مجبور است بدون معاش به خانه برگردد.» خدا توی تنهایی آدمهاست، توی استیصال آدمها، توی خدایا چه کنمها، توی صداقت، توی صفا، توی پاکی، توی توبه، حتي توی توبههایی که دائم شکسته میشود. بيائيد اين بار يك جوري توبه كنيم كه ديگر شكسته نشود! اگرچه خدا در تورات بندگان گناهكارش را چنين دلداري ميدهد: «ای آدمیزاد! روزیِ تو برمن واجب است، و مرا نیز بر تو فرایض و واجباتی است. لیکن (بدان) اگر در انجام فرایض نسبت به من کوتاهی کنی من آن کس نیستم که از عهدم سرپیچی کنم!» خداوند مهربان جاي ديگري در همان كتاب آسماني ميفرمايد: «ای آدمیزاد! تا آن هنگام که مرا توانی یافت به کس دیگری دل نبند و بدان که هر وقت مرا جویا شوی نیکوکار ونزدیک به خود خواهی یافت.» و دوباره در همان كتاب مقدس ميفرمايد: «ای آدمیزاد! تا آن هنگام که خزائنی از روزیهای بسیار دارم از نرسیدن روزی خویش نگران مباش و بدان که خزانههای من پیوسته پرخواهد ماند.»
(همه گناهکاریم، بخوانیم شاید کمی سبک بشویم)
+
نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط سلامت سیدنوری
|
Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo


